سلام سلام
بازم و بازم می گم که ببخشید که نمی تونم زودبه زود اپ کنم پس اعتراض
نکنید
دوستای گلم من دارم یه داستان می نویسم اما هنوز تمام نکردمش هر وقت تموم
کردم توی وبم می نویسمش
از دوستای گلم ممنونم که به یادم هستن و به وبم سر می زنند
و حالا چند تا عکس خوشمل خوشمل خوشمل... از داداشی


چه عاشقانه وای


داداشی تابش رو ول نمی کنه هم تاب می خواد هم ...


او می تواند....... تلاش کن می توانی 4 دست و پا راه بروی

و حالا
من و داداشی ××××
پری:داداشی چرا شما 9 ماه شدی ولی هنوز نمی تونی 4 دست و پا
راه بروی !؟؟؟
کورش : راتش رو بخوای دوست ندارم کاری داری شما
پری : به ابجی بی احترامی ..... وای وای وای وای !!!!
کورش :می دونستی من دد رو دوست دارممممممم
پری : بببببببببببببببببببببببببله من داداشم رو خوب می شناسم !!!
کورش :پس اگه راست می گی بگو بببینم می دونستی من آبجی
پریسا رو اصلا ... دوست ندارم
پری : پس حالاکه این طوری ممممممن رفتم
کورش : خوش اومدی
پری : من رفتما
کورش :بفرمایید
پری : نه اول شما این جا وب من
کورش : نه شما بزرگ ترین
پری :اول کوچیک تر ها
کورش : نه بابا زشته
پری : بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببرو
هورا رفت
و حالا می ریم سراغ
اگه گفتین
نمی گم
می ریم سراغ
بببببببببببای بای
پس
بای بای
