قالب وبلاگ
نويسندگان

http://www.iranvij.ir/group/email/92/mehr/08/airpaint/airplanes_with_awesome_paint_jobs02.jpg

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت:...بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.


 
برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ ( chat ) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید .
پی نوشت : 
نظر نشه فراموش .... لامپ اضافی خاموش منتظرمنتظر
[ پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]
پسر کوچکی در مزرعه ای دور دست زندگی می کرد هر روز صبح قبل از طلوع خورشید از خواب برمی خواست وتا شب به کارهای سخت روزانه مشغول بودهم زمان با طلوع خورشید از نردها بالا می رفت تا کمی استراحت کند در دور دست ها خانه ای با پنجرهایی طلایی همواره نظرش را جلب می کرد و با خود فکر می کرد چقدر زندگی در آن خانه با آن وسایل شیک و مدرنی که باید داشته باشد لذت بخش و عالی خواهد بود . با خود می گفت : " اگر آنها قادرند پنجره های خود را از طلا بسازند پس سایر اسباب خانه حتما بسیار عالی خواهد بود . بالاخره یک روز به آنجا می روم و از نزدیک آن را می بینم ".....

یک روز پدر به پسرش گفت به جای او کارها را انجام می دهد و او می تواند در خانه بماند . پسر هم که فرصت را مناسب دید غذایی بردا
شت و به طرف آن خانه و پنجره های طلایی رهسپار شد .راه بسیار طولانی تر از آن بود که تصورش را می کرد . بعد از ظهر بود که به آن جا رسید و با نزدیک شدن به خانه متوجه شد که از پنجره های طلایی خبری نیست و در عوض خانه ای رنگ و رو رفته و با نرده های شکسته دید . به سمت در قدیمی رفت و آن را به صدا در آورد . پسر بچه ای هم سن خودش در را گشود . سوال کرد که آیا او خانه پنجره طلایی را دیده است یا خیر ؟ پسرک پاسخ مثبت داد و او را به سمت ایوان برد . در حالی که آنجا می نشستند نگاهی به عقب انداختند و در انتهای همان مسیری که طی کرده بود و هم زمان با غروب آفتاب , خانه خودشان را دید که با پنجره های طلایی می درخشید.


[ چهارشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]
http://www.wisgoon.com/media/pin/images/o/2014/2/1393356362239532.png
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و ...محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .

 

 


زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید. 

[ چهارشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]

سلام ... دوستای گلم ... 

بعد از یه عالمه جست و جو هری پاتر نه رو که البته هری پاتر نه که نه

یه داستان کوتاهازجی کی رولینگ پیدا کردم ... البته خیلی کمه و لی

بعضی جاهاش غافل گیر کنندهاست چیز هایی داره که با خوندن هری

پاتر 8 (قسمت اخرش) نمی تونید حدس بزنینچی شد ...

در کل جالبه بهتون پیشنهاد می کنم که دانلودش کنید و بخونید آخه

فکر کنم تا هری پاتر نه برسهعصبانی ... هر چی هم می گن رسیده من

که جایی چیزی از هری پاترنه رو ندیدم ... 

این لینکش از اینجا می تونید دانلود کنید : 

http://dementor.ir/files/pdf/harrypotter.pdf

این لینکو از سایت دمنتور برداشتم : http://www.dementor.ir

[ چهارشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]

اگه برف می دونست زمین خاکی چقدر کثیفه ،

برای اومدن به اون لباس سفید نمی پوشید…

 

پری شهر قصه ها

[ چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ٤:۳٤ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]

 

 

 

 

[ یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ ] [ ٥:٢٢ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]

سسسسسسسسسسسسسسسسلام ... دوستا ی گلم ... توی این پست چند 

تا عکس از طراحی با مداد از اشیا گذاشتم ... 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]

آموزش تایپ ده انگشتی +دانلود نرم افزار

شاید شما هم از جمله کاربرانی باشید که به تازگی تصمیم گرفته اید تا به صورت حرفه ای با مجموعه آفیس کار کنید. اولین و مهم ترین مطلبی که باید بیاموزید تایپ سریع ده انگشتی، بدون نگاه کردن به
 کیبورد می باشد که ما در این مطلب آموزشی به صورت مفصل به آن خواهیم پرداخت.
به گزارش فرهنگ نیوز، تایپ ده انگشتی مهارتی است که به شما امکان می دهد تا بدون نگاه کردن به صفحه کلید، با سرعتی بیش از 5برابر افراد عادی (180حرف در دقیقه) تایپ نمایید.
برای انجام یک فعالیت طولانی تایپ لازم است ابتدا به صورت صحیح پشت میز کار خود قرار بگیرید:
 
طریقه صحیح قرار گرفتن پشت میز:
روی صندلی به صورت راحت و بدون پیچ و قوس بدن بنشینید.
از صفحه کلید حدود 40 سانتیمتر فاصله گرفته و شانه های خود را شل کنید. 
کمر خود را صاف، اما کمی مایل به جلو نگاه دارید.
 
روش استقرار انگشتان دست روی صفحه کلید:
قدم اول
به صفحه کلید نگاه کنید. دو تا از دکمه های صفحه کلید روی خود برجستگی های کوچکی دارند که وجود آنها کمک می کند تا موقعیت این دو دکمه را حتی در تاریکی یا بدون نگاه کردن نیز بتوان پیدا کرد.
دو انگشت سبابه (انگشتان کنار انگشت شصت) خود را روی دو دکمه اصلی یعنی J و F که دارای برجستگی های کوچکی می باشند بگذارید. 
قدم دوم
دو انگشت سبابه خود را روی دکمه SPACE مستقر نموده و 6 انگشت باقیمانده را به ترتیب روی دکمه های کنار حروف F و J بگذارید. (البته بدون فشردن دکمه ها) با مستقر شدن دستتان در این حالت، موقعیت تمامی دیگر کلیدها، نسبت به این 8 کلید ردیف وسط، قابل دسترس می باشد. این 8 دکمه را کلیدهای خانه (HOME KEYS) می نامند.
 
لازم به یادآوری است که علت مرتب نبودن دکمه های صفحه کلید به ترتیب الفبایی، آرایش آنها به ترتیب میزان کارایی است. 8 کلید خانه، پرکاربردترین حروف صفحه کلید به شمار می روند.
 
 
قدم سوم
برای تایپ کردن، هر کلیدی را که می خواهید فشار دهید باید از میان 8 انگشت ردیف وسط، فقط یک انگشت که به آن دکمه نزدیکتر است از جای خود بلند شده، کلید مذکور را فشرده و دوباره به جای خود بازگردد. پس از بازگشت انگشت به موقعیت اولیه، انگشت بعدی جهت فشردن دکمه بعدی از جای خود بلند شده، دکمه را فشرده و به جای خود باز می گردد. همینطور، هر دکمه ای را که می خواهیم فشار دهیم، فقط یک انگشت برای فشردن آن از جای خود حرکت کرده، آن کلید را فشرده و دوباره به جای خود باز می گردد.
شروع تایپ سرعتی به روش صحیح:
به عنوان شروع، دست خود را به روش گفته شده روی کلیدهای مبنا گذاشته و هر یک از کلمات زیر (یا دیگر کلمات دلخواه) را در برنامه WORD به قدری تایپ کنید که احساس نمایید نوشتنشان (بدون نگاه به صفحه کلید) برایتان آسان شده است. هر کلمه، حدوداً دو خط.
 
تمرین تایپ بدون نگاه به صفحه کیبرد
 
تمرین با حروف ردیف وسط:
سم، کشک، گک، ات، لب، شک، 
بات، الب، شبی، یاس، سال، لاک، 
کمال، شیما، مینا، امشب، لک لک، نم نم، 
 
تمرین با حروف ردیف وسط و بالا:
ضش، صس، ثی، قب، فب، چک، جک، حک، خم، هن، عت، غت،
ضامن، صبا، ثمین، قلیان، فلفل، چنگک، جنگل، خلاص، همیشه، علما، غلام
فسنجان، فسقلی، فکستنی، ثنایی، قلقلی، قشنگ، عقاب، خفن، خنک
 
 تمرین با حروف ردیف های وسط، بالا و پایین:
نکته: اگر راحت ترید، دستتان را در حالتی قرار دهید که مچ ها، در هوا بوده و حدود 5 سانتمتر با صفحه کلید فاصله داشته باشند
 
ظش، طس، زی، رب، ذب، /ک، .م، ون، ئت، دت، زکی، رشت، دادار
ظله، طشت، زورو، رب انار، بند رخت، ظالم، طالبی، زنبور، روزی، ذلیل، دهکده، نائب،آبله
ملاحظه، کبوتر، آشکار، 
 
نکته1: جهت نوشتن حرف آ کلیدهای Shift+H را بفشارید.
 
نکته2: کلید Shift همواره با انگشت کوچک دست مخالف دستی که حرف مربوطه را می زند فشرده می شود.
 
[ یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ ] [ ٥:٠٥ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من حانیه متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]