قالب وبلاگ
نويسندگان

سلام ... ببخشید که به وبتون سر نزدما و دیر آپ کردم ولی خوب جبران می کنم ... گفته

بودم که که توی این پستم عکس های مسافرتمون رو می ذارم اینم از عکسا

اینم عکس داداشم کنار دریا

اینجام لاهیجان

اینم عکس داداشم در حال فرار کردن از دریا

و حالا می ریم سراغ زندگی نامه و من این بار زندگی نامه ی سعدی رو می نویسم :

مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری

است. تخلص او “سعدی” است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد

پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده

شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و

کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از

بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ سعدی‌نامه

یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها

قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را

در کلیات وی جمع کرده‌اند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری در شیراز درگذشت و در

همانجا به خاک سپرده شد.

و چند تا از شعر هاش :

 

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت، که سر زخاک برآرم

به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم

حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم

جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم
 

 

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد، همچنان دشوار نیست

نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد

قصه دل می نویسد حاجت گفتار نیست

 

شب عاشقان بی​دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

 

 

و حالا شعر کودکانه

جوجه جوجه طلایی

جوجه جوجه طلائی     نوکت سرخ و حنائی

 

تخم خود را شکستی     چگونه بیرون جستی

 

گفتا جایم تنگ بود       دیوارش از سنگ بود

 

نه پنجره نه در داشت   نه کس ز من خبر داشت

 

دادم به خود یک تکان   مثل رستم قهرمان

 

تخم خودرا شکستم       اینجوری بیرون جستم

 

 

کفشدوزک

 

کفشدوزک کوچولو

 

حسابی غصه داره

 

چون که برای دوختن

 

دیگه کفشی نداره

 

سوزنشو گذاشته

 

کنار گل تو باغچه

 

کاشکی براش بیارن

 

یه لنگه کفش کهنه

 

نخهاشو قیچی کرده

 

تا که باشه آماده

 

وقتی کفشی نداره

 

نخها چه سودی داره

 

از اون دورا میادش

 

انگار صدای خش خش

 

داره میاد هزارپا

 

با یه بخچه رو دوشش

 

تو بخچه اش گذاشته

 

هزار تا کفش پاره

 

حالا دیگه کفشدوزک

 

هیچ غصه ای نداره

 

موش و خرگوش

 

خرگوش ناز کجایی ؟

آی گوش دراز کجایی؟

قایم نشو زیر زمین

بیا بیرون  منو ببین

من موش دم درازم

به این دمم می نازم

تو هم که گوش درازی

به اون گوشات می نازی

حالا بیا  ناز  نکن

اون چشاتو باز بکن

اینقد نباش گیج و ویج

برات آوردم هویج

بخور و با من بازی کن

 دل کوچیکمو راضی کن

 

بــــــــــــــای

 

[ دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ پریسا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من حانیه متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]