قالب وبلاگ
نويسندگان

یک داستان نویس برای آن که شخصیت های داستانش را خوب به خواننده بشناساند، باید او را نسبت به خصوصیات ظاهری و اخلاقی شخصیت های داستانش آگاه سازد. این عمل را شخصیت پردازی می گویند. اگر این کار به خوبی انجام شود، خواننده با شخصیت هایی که حوادث داستان برای آن ها اتفاق می افتد، احساس صمیمیت بسیار زیادی می کند و به این وسیله تاثیر لازم بر او گذاشته خواهد شد. (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی)

 

ادامه در ادامه مطلب .....!


 

در داستان کوتاه بر خلاف رمان و حتی داستان بلند، امکان پرداخت شخصیت ها بسیار محدود است. از این رو اغلب، در داستان های کوتاه یک و یا حداکثر دو شخصیت اصلی بیشتر حضور ندارد.(مبانى داستان کوتاه، مصطفى مستور)

نویسنده در شخصیت پردازی باید این اصول را رعایت کند تا شخصیت هایش واقعی و قابل قبول به نظر آیند:

 

الف) طرز رفتار شخصیت ها باید تا پایان داستان ثابت باقی بماند، یعنی شخصیت ها در یک لحظه یک جور رفتار نکنند و در لحظه ای دیگر طور دیگر. مگر این که نویسنده دلایل قانع کننده ای برای تغییر رفتار شخصیت ها ارائه دهد.

 

ب) باید برای تمام رفتار و اعمال شخصیت ها دلیل محکم وجود داشته باشد؛ به خصوص مواقعی که شخصیت ها تغییر رفتار می دهند. در این جور مواقع، دلایل نویسنده باید کاملا ما را قانع کند.

 

ج) شخصیت ها باید ملموس و واقعی باشند. یعنی نباید مجسمه ی تقوی، مظهرپرستی و دئانت و یا دیوهای پلید باشند. همچنین شخصیت نباید ترکیبی از خصلت های «متضاد و ناممکن» باشد. (تاملی دیگر در باب داستان)

 

شیوه های شخصیت پردازی

1- ارائه ی صریح شخصیت با یاری گرفتن از شرح و توضیح مستقیم

2- ارائه ی شخصیت ها از طریق عمل آنان با کمی شرح و تفسیر یا بدون آن

3- ارائه ی درون شخصیت بدون تعبیر و تفسیر

(عناصر داستان، جمال میرصادقی)

 

نویسنده ممکن است به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم به پردازش شخصیت خود اهتمام ورزد. در ادامه این موضوع تبیین می شود.

 

1- پرداخت غیرمستقیم:

        الف: با استفاده از شیوه ی  جدال

             |: جدال با خود

            ||: جدال با طبیعت

            |||: جدال با دیگران

        ب: با استفاده از شیوه ی گفت و گو

2- پرداخت مستقیم (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی)

در معرفی مستقیم شخصیت، نویسنده رک و صریح با شرح یا با تجزیه و تحلیل، می گوید که شخصیت او چه جور آدمی است و یا به طور مستقیم از زبان کس دیگری در داستان، شخصیت داستان را معرفی می کند. مزیت این روش نسبت به پرداخت غیرمستقیم این است که واضح است و مختصر؛ اما هیچ وقت نمی توان به تنهایی از این روش استفاده کرد. اگر معرفی مستقیم همراه با معرفی غیرمستقیم نباشد، داستان نمی تواند احساس در ما برانگیزد؛ زیرا خواننده خواهد گفت که این شخصیت نیست که تو به من معرفی می کنی بلکه شرحی راجع به اوست. (تاملی دیگر در باب داستان)

هر دو نوع پرداخت مستقیم و غیر مستقیم دربرگیرنده ی خصوصیات  ظاهری و خصوصیات اخلاقی است. نویسنده در پرداخت مستقیم، به صورت صریح به پردازش شخصیت اهتمام می ورزد؛ اما در پرداخت غیر مستقیم، باید حداقل یکی از دو شیوه ی «جدال» و «گفت و گو» را به کار بندد. (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی) در ادامه به دو مبحث جدال و گفت و گو پرداخته می پردازم.

 

جدال

جدال ها و برخوردهایی که انسان در این جهان دارد و یک شخصیت نیز در داستان می تواند داشته باشد بر سه نوع است؛ جدال با خود، جدال با طبیعت و جدال با دیگران. این جدال ها می توانند در یک لحظه با هم و یا جدا از هم بر یک شخصیت حادث شود. مثلا در این پاره:

«در شبی بسیار سرد، سربازی بسیار گرسنه در حال جنگیدن با دشمن است.  دشمن هر لحظه به سنگر او نزدیک تر می شود. سرما، گرسنگی و حمله ی شدید دشمن، او را به وسوسه می اندازد که یا فرار کند و یا تسلیم دشمن شود ولی وجدان او را از این دو کار منع می کند.»

در این مثال در یک موقیعت واحد، شخصیت در هر سه جهبه ی جدال(با خود = گرسنگی و وجدان، با طبیعت = سرما، با دیگران = دشمن) در حال جنگ است.

 شخصیت داستان در این جدال ها است که باید خود را به خواننده معرفی کند و ابعاد مختلف وجودی خود را به خواننده ی داستان نشان دهد. این جدال ها میدان هایی است که شخصیت داستان می تواند خود را در آن ها به نمایش بگذارد و نویسنده قادر است با استفاده از این میدان ها، بدون هیچ گونه دخالت مستقیم و یا شعار دادن، به راحتی خصوصیات اخلاقی شخصیت های داستانش را به طور غیر مستقیم معرفی کند. (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی)

 

گفت و گو

قسمت بیشتر زندگی ما را گفت و گو تشکیل می دهد. گفت و گو در داستان باید نشان دهنده ی سن، مواد، جنسیت و وضعیت روحی و اخلاقی شخصیت های داستان باشد. همان طور که در جامعه یک پیرمرد شبیه یک بچه صحبت نمی کند در داستان نیز این گونه تفاوت ها باید کاملا روشن باشد. (پلی به سوی داستان نویسی، داریوش عابدی) در این روش، نویسنده به جای این که به عنوان دانای کل، شخصیت را توصیف کند، او را به دست دیگر شخصیت های داستان می سپارد تا آن ها در گفت و گوهای خود، دست به پردازش شخصیت مورد نظر بزنند. داستان علویه خانم از صادق هدایت داستانی است که اساس آن را گفت و گو شکل می دهد. گفت و گو(دیالوگ) در این داستان نمود بسیار خوبی داشته است. (م)

[ جمعه ٩ بهمن ۱۳٩٤ ] [ ٩:٤٤ ‎ب.ظ ] [ حانیه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من حانیه متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]