قالب وبلاگ
نويسندگان

انواع شخصیت از لحاظ نوع حضور در داستان:

 

     شخصیت اصلی

     شخصیت فرعی

     شخصیت مخالف

     شخصیت مقابل

     شخصیت هم راز

 

برای توضیح هر کدوم لطفا به ادامه مطلب برید ....


شخصیت اصلی

شخصیتی که رویاروی شخصیت اصلی قرار می گیرد و تحقق اهدافش را به تعویق می اندازد یا به کلی منتفی می کند، شخصیت مخالف نامیده می شود. (پاینده، ص  129، به نقل از پایان نامه ی خانم خدیجه ی بخشی زاده با عنوان تحلیل محتوایی بوستان سعدی از دریچه ی عناصر داستانی آن)

داستان های کوتاه، بیشتر از یک یا دو جا برای شخصیت اصلی ندارند. منظور از شخصیت اصلی، شخصیتی است که در داستان خوب گسترش یافته، گاهی تحول می پذیرد و نیز دقیق تر توصیف می شود. (تاملی دیگر در باب داستان)

شخصی را که در محور داستان کوتاه یا رمان قرار می گیرد و نظر ما را به خود جلب می کند، «شخصیت اصلی» یا «شخصیت مرکزی» داستان می نامند. (عناصر داستان، جمال میرصادقی)

 

شخصیت فرعی

شخصیت های فرعی داستان را رنگ آمیزی می کنند. نویسنده هم مثل نقاش که برای تکمیل تابلو مدام جزئیاتی را اضافه می کند، شخصیت های فرعی را به داستان می افزاید تا داستان عمق، رنگ و بافت دقیق تری بیابد. (سیگر، ص 153، به نقل از پایان نامه ی خانم خدیجه ی بخشی زاده با عنوان تحلیل محتوایی بوستان سعدی از دریچه ی عناصر داستانی آن)

 

شخصیت مخالف

اگر شخصیت اصلی در مبارزه با شخصیت دیگری باشد، آن شخصیت دوم را «شخصیت مخالف» می گویند. (عناصر داستان، جمال میرصادقی)

شخصیت مقابل

در حکایت هایی که قهرمان و ضد قهرمان و جدال آشکار نداریم، یک شخصیت مقابل داریم که ساختار حکایت را برپا نگه می دارد و علاوه بر بیان ویژگی های شخصیت اصلی، بهانه ی بیان درون مایه نیز می شود.(سیگر، ص 153، به نقل از پایان نامه ی خانم خدیجه ی بخشی زاده با عنوان تحلیل محتوایی بوستان سعدی از دریچه ی عناصر داستانی آن)

اشخاص دیگری که دربرابر شخصیت اصلی قرار می گیرند و یا شخصیت مخالف را بهتر و برجسته تر نشان می دهد به «شخصیت مقابل» معروف اند. به کار بردن شخصییت مقابل در برابر شخصیت اصلی یا شخصیت های دیگر، کیفیت و ویژگی های همه ی آن ها را بهتر خلق و ظاهر می کند، مثلا «سانچو» در «رمان دن کیشوت» شخصیت مقابلی است که هم کیفیت ها و ویژگی های دن کیشوت را بهتر مشخص می کند و هم کیفیت ها و ویژگی های خودش را. (عناصر داستان، جمال میرصادقی)

 

شخصیت هم راز

در برخی حکایت ها با شخصیت هایی روبرو می شویم که شخصیت اصلی حکایت به او اعتماد می کند و راز خود را با او در میان می گذارد. این شخصیت را می توان شخصیت هم راز نامید.(پایان نامه ی خانم خدیجه ی بخشی زاده با عنوان تحلیل محتوایی بوستان سعدی از دریچه ی عناصر داستانی آن)

شخصیت های هم راز معمولا جزء شخصیت های فرعی به شمار می روند.(سیگر، ص 153، به نقل از پایان نامه ی خانم خدیجه ی بخشی زاده با عنوان تحلیل محتوایی بوستان سعدی از دریچه ی عناصر داستانی آن)

شخصیت هم راز، شخصیتی فرعی در داستان و نمایشنامه است که شخصیت اصلی به او اعتماد می کند و اسرار مگو را با او در میان می گذارد. (عناصر داستان، جمال میرصادقی)

 

منبع : http://www.hhw.blogfa.com

[ یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٤ ] [ ٤:۳۸ ‎ق.ظ ] [ حانیه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من حانیه متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]