قالب وبلاگ
نويسندگان

 سلام ..... دوستای گلم همین الان شازده کوچولو رو تموم کردم ... کتابشو خیلی وقت

پیش خونده بودم ولی فایل صوتی این کتاب رو که گوش دادم خیلی جذاب تر بود !!!

بهتون پیشنهاد می کنم این کتاب رو حتما بخونین خلاصه شو می تونین توی ادامه

مطلب بخونین و توی پست بعد نقد این کتاب رو می ذارم ..... حتما هر کتابی که می

خونین نقدشم بخونین !!

 نام کتاب: شازده کوچولو ( The Little Prince )

نام نویسنده: آنتوان دو سنت اگزوپری

مترجم : احمد شاملو

توضیحات: چاپ پانزدهم - 1389

ناشر : نگاه

شابک : 9789643510138

تعداد صفحه: 103

 

خلاصه کتاب + لینک فایل صوتی کتاب = رفتن به ادامه مطلب نیشخند


خلاصه شازده کوچولو :
 

داستان از خلبانی شروع می شود که هواپیمایش در صحرا های آفریقا خراب شده و دارد سعی می کند که آن را تعمیر کند . خلبان تعریف می کند که وقتی بچه بوده ، چند نقاشی کشیده و چون بزرگ تر ها نقاشی هایش را درک نکرده بودند و مدام به او می گفتند به جای نقاشی کردن ریاضی و  فیزیک بخواند و به این شکل  ذوق نقاشی در او کور شده بود .  در آن جا ناگهان شازده کوچو ظاهر می شود ، و خلبان و شازده کوچولو همراه هم می شوند . شازده کوچولو معنی نقاشی های خلبان را می فهمد و این مسئله رابطه آن ها را با هم نزدیک تر می کند .

 

شازده کوچولو معمولا به سوال های خلبان که از او می پرسید کجا زندگی می کند و چگونه به آن جا آمده است ، جوابی نمی داد و سکوت می کرد و خلبان کم کم یاد گرفت که سوالی از او نپرسد تا شازده کوچولو خودش هر چه را می خواهد بگوید .

شازده کوچولو تعریف کرد که از خرده سیاره ای به زمین آمده که از حرفهایش چنین بر می آمد که اندازه یک خانه  کوچک بوده . سیاره او سه آتشفشان غیره فعال و یک گل سرخ زیبا وجود دارد . یک روز صبح شازده کوچولو از خواب بیدار می شود و می بیند که گل سرخی در سیاره اش روییده ؛ شازده کوچولو شیفته گل می شود . گل سرخ هر روز از شازده کوچولو گله داشت وتقاضای جدیدی میکرد . روزی آن دو با هم قهر کردند . شازده کوچولو فکر کرد که گل سرخش مغرور و خود پسند است و به همین دلیل تصمیم گرفت از سیاره اش خارج شود و گل را تنها بگذارد .

شازده کوچو به راه می افتد و در مسیر رسیدنش به زمین ، از 6 خرده سیاره عبور می کند . در هر یک از سیاره ها یک آدم بزرگ بود که شازده کوچو با آن ها رو به رو می شد . هر یک از این آدم ها یک ویژگی بارز داشتند .

خرده سیاره اول : جایگاه شاهی که با دیدن شازده کوچولو ، او را رعیت خودش می داند .

خرده سیاره دوم  : جایگاه مرد خودپسند

خرده سیاره سوم  : جایگاه شخص میخواره در پاسخ او علت میخوارگیش را می پرسد می گوید  که می،  می خورد تا فراموش کند شرمنده است

خرده سیاره چهارم  : جایگاه تاجری که پیوسته در حال شمارش اعداد و ارقام است .  تاجر کار خود را جدی ترین کار دنیا می داند . او معتقد است که هر کس که اولین نفری باشد که راجع به چیزی فکر می کند ، آن چیز مال خودش می شود .

خرده سیاره پنجم  : جایگاه فانوس افروزی است که چون سیاره در هر دقیقه یک بار به دور خود می چرخد ، باید هر یک دقیقه فانوس را روشن یا خاموش کند . شازده کوچولو با این که از رفتار فانوس افروز کمی تعجب کرده بود ، اما او  را بیشتر از بقیه افرادی که دیده بود دوست داشت ، چون او بر خلاف 4 نفر قبل ، به چیزی غیر از خودش توجه می کرد ؛ مثل شازده کوچولو که به گل سرخ بیشتر از خودش فکر می کرد .

خرده سیاره ششم  : جایگاه پیرمرد جغرافیدانی که نویسنده کتاب های جغرافیایی است . شازده کوچولو از او می پرسد که گل ها را هم ثبت می کند یا نه ، و جغرافیدان می گوید نه ، او چیزهایی را لایق ثبت شدن می داند که جاویدان هستند ، مثل کوه ها .

سیاره هفتم : زمین . شازده کوچولو در زمین وارد صحرای آفریقا می شود . اولین ملاقاتش با یک مار است . مار به او می گوید که هر وقت خواست به سیاره اش برگردد به او بگوید . مار می گفت که او حلال تمام مشکلات است .

پس از آن به راه می افتد . بعد با گلی رو به رو می شود . گل چون یک بار در تمام عمرش شاهد عبور کاروانی از آن صحرا بوده  که شش یا هفت نفر بده اند ؛ به شازده کوچولو می گوید که در تمام زمین شش یا هفت نفر زندگی می کنند .

پس از ملاقات با گل ، شازده روی کوهی می رود و در آن جا هرچه فریاد می کشد ، باز صدای خودش به گوشش می رسد . شازده کوچولو از این مسئله بسیار تعجب می کند که زمین جایی است که در آن هرچه بگویی دوباره همان را می شنوی ، در حالی که در سیاره اش هر چه می گفت ، گلش به او جواب می داد !

بعد از این ماجرا ، شازده کوچولو به باغی پر از گل می رسد . با دیدن آن همه گل شروع به گریه می کند که چرا گل سرخش به او دروغ گفته که در سراسر کهکشان ، او تنها گل سرخ موجود است .

در این فکر ها بود که با روباهی آشنا شد . شازده از روباه خواست تا با هم بازی کنند اما روباه قبول نکرد و گفت علت ناراحتی او این است که  آدم ها او را اهلی نکرده اند .  روباه به شازده کوچولو می گوید که تو مرا اهلی کن .  شازده کوچولو می گوید من که بلد نیستم تو را اهلی کنم و روباه به او توضیح می دهد که اهلی کردن ، یعنی ایجاد پیوند و ارتباط کردن . روباه به او  می گوید که هر کس که دیگری را اهلی کند ، نسبت به او مسئولیت هایی پیدا می کند . روباه می گوید که تا زمانی که من را اهلی نکرده ای ، هیچ فرقی با روباه های دیگر ندارم و  زمانی که اهلی شدم با بقیه متفاوت خواهم بود ؛ چون فقط منم که انتظار تو را می کشم .

شازده کوچولو روباه را اهلی می کند ، البته اهلی کردن درد و رنج هم دارد و در هنگام جدایی آن ها روباه گریه می کند .  اما شازده کوچولو از حرف های روباه فهمید که گلش به او دروغ نگفته  و تفاوت گلش را با تمام گل های دنیا فهمید .

شازده کوچولو پیش مار برگشت و از مار  خواست که  او را به سیاره اش برگرداند . خلبان صدای شازده را شنید که داشت به مار می گفت :« درد نداره ؟» مار گفت نه و وقتی خلبان به آن ها نزدیک شد ، دیگر شازده کوچولو آن جا نبود .

خلبان هم بعد از رفتن شازده کوچولو هواپیمایش تعمیر شد و به خانه بازگشت...

منبع :‌http://scipost.wikipg.com

 

برای دانلود فایل صوتی این کتاب به این لینک مراجعه کنید :

http://audiolib.ir/7705-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%85

[ شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٤ ] [ ۱:٤٩ ‎ق.ظ ] [ حانیه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من حانیه متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]