قالب وبلاگ
نويسندگان

سلام دوستای گلم توی این پست کتاب اولین روز تابستان اثر آقای سیامک گلشیری معرفی می شه امید وارم از خوندنش لذت ببرین ! قلب

 

 

«اولین روز تابستان» داستان تلخی از اشتباهات یک نوجوان است. اشتباه های نوجوانی به نام «کامیار» که از زبان خود او روایت می‌شوند و مخاطب را با مفاهیم چالش برانگیزی ‌چون اعتماد، دوستی و توانایی نه گفتن آشنا می‌کند.

«اولین روز تابستان»
سیامک گلشیری
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی :د، ه

یهو دیدم هر سه تاشون میخ من شدن. بعدش هم حبیب یه کاری کرد، یه کاری که تا عمر دارم فراموش نمی کنم. همون حبیبی که رو اسمش قسم می خوردم، یهو با اون دست گنده اش یخه مو گرفت و منو کشید جلو. نفسم داشت بند می اومد. به یه چشم به هم زدن هم اون یکی دستشو از یه جایی کشید بیرون.

 

برای خوندن ادامه خلاصه ی کتاب به ادامه مطلب برین ....... !!!چشمک


به ارواح خاک بابام تا اون وقت یه همچین چاقویی ندیده بودم. تموم یه طرف بدن گنده ش دندونه دندونه بود.

داستان، با تک‌گویی‌های قهرمان داستان ـ کامیار ـ روایت می‌شود. لحن داستان، لحن عامیانه نوجوانی از طبقه متوسط جامعه است. شخصیت اصلی کتاب، لحن داستان و صراحت راوی در بازگویی اشتباهاتش، ناخودآگاه، کتابِ «ناتور دشت» و قهرمان نوجوان آن «هولدن کالفیلد» را در ذهن خواننده تداعی می‌کند.

البته «کامیارِ» داستانِ «گلشیری» با «هولدن کالفید» تفاوت‌هایی اساسی دارد. کامیار از خانواده متوسط و تا حدودی فقیر جامعه است و هوش و پختگی هولدن را نیز ندارد؛ اما خاطراتش را از «اولین روز تابستان» با زبان رک و بی‌پروای هولدن بازگو می‌کند.

داستان با بد و بیراه گفتن‌های کامیار به خودش آغاز می‌شود: از خودم بدم می‌آد. حالم از خودم به هم می‌خوره. واساده‌م جلو آینه و زل زده‌ام به قیافه‌ی نحس خودم؛ به قیافه‌ی یک عوضی که هیشکی نباید بهش اعتماد کنه.

لحن داستان عامیانه و در حقیقت گفت‌وگوهای درونی کامیار با خودش است. لحنی که نویسنده موفق شده آن‌ را تقریباً در تمام داستان حفظ کند. موارد استثنایی نیز در این مورد وجود دارند. در جای جای کتاب، تک‌واژه‌هایی کتابی در لابه‌لای متن عامیانه کتاب از دید نویسنده و ویراستار پنهان مانده است.

لحن خودمانی داستان، روایت ماجرا از زاویه‌ دید اول شخص و بی‌رحمی راوی نسبت به اشتباهاتش، از جمله امتیازات داستان محسوب می‌شوند و همدلی خواننده را نسبت به قهرمان اصلی داستان برمی‌انگیزند.

داستان با بد و بیراه گفتن‌های کامیار به خودش آغاز می‌شود: از خودم بدم می‌آد. حالم از خودم به هم می‌خوره. واساده‌م جلو آینه و زل زده‌ام به قیافه‌ی نحس خودم؛ به قیافه‌ی یک عوضی که هیشکی نباید بهش اعتماد کنه.

شروع داستان و درگیری درونی شخصیت، خواننده را ترغیب می‌کند تا با خواندن ادامه داستان دلیل این درگیری را بداند. شخصیت‌های داستان نیز از همان فصل نخست معرفی می‌شوند و خواننده نقش‌آفرینان اصلی داستان را می‌شناسد.

نویسنده در معرفی شخصیت‌های داستان، به بیان ویژگی‌های عمومی و سطحی آنان اکتفا می‌کند و تا لایه‌های عمقی شخصیت‌ها پیش نمی‌رود و خواننده تنها تصویری گذار از زندگی قهرمانان داستان را می‌بیند؛ ویژگی که شاید ناشی از کوتاه بودن داستان باشد.

طرح داستان ساده و واضح است. کامیار نوجوانی از طبقه متوسط است که مثل بسیاری از همسن و سال‌هایش عاشق رایانه و موتورسواری است. او اوقات فراغتش را در باشگاه بدن‌سازی می‌گذراند و به واسطه این موضوع با دو جوان به نام‌های ناصر و حبیب آشنا می‌شود و تلاش می‌کند آنان را الگوی خود قرار دهد.

شیفتگی کامیار به ناصر و حبیب به حدی است که از هر فرصتی برای خودنمایی در مقابل آنها استفاده می‌کند؛ چیزی که بالاخره کار دست او می‌دهد و او را وارد مسیری می‌کند که پایانش در ابتدای داستان آمده است.

نخستین نشانه‌های بحران در داستان از همان آغاز داستان مشخص می‌شود. سیر عادی زندگی کامیار به هم ریخته است و خواننده در ادامه داستان با نشانه‌هایی از این به هم ریختگی روبه‌رو می‌شود و به تدریج با گره‌گشایی نویسنده، دلایل این به هم ریختگی را درمی‌یابد.

«اولین روز تابستان» پایانی تلخ دارد. به ظاهر هیچ کس جز پژمان از خیانت و دزدی او باخبر نشده است و پژمان نیز اقدامی علیه دوستش انجام نداده است؛ اما نگاه آخر او تصویر زجرآور است که روزها بعد از این ماجرا در ذهن کامیار مانده و سبب شده او هم‌چنان با وجدانش دست و پنجه نرم کند.

منبع: خبرگزاری کتاب ایران، تولیدات کانون

[ جمعه ٢۱ اسفند ۱۳٩٤ ] [ ۳:۱٧ ‎ق.ظ ] [ حانیه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من حانیه متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]