قالب وبلاگ
نويسندگان

می توان گفت دنیای امروز به نوعی دنیای کنش ها و واکنش های سریع محسوب می شود. جملات اولیه ی داستان کوتاه شما می بایست خیلی سریع با ارایه ی حادثه ای غیرمعمول، هیجانی و غیرمنتظره توجه خواننده را جلب کرده و وی را وادار به ادامه ی مطالعه نماید. بی درنگ و بدون فوت وقت به سراغ کشمکش و بحران بروید. همیشه به یاد داشته باشید که شروع داستان کوتاه همیشه به انتهایش نزدیک تر از آن چیزی است که تصورش را می کنید.

"من همیشه صدای همسایه امان را از پشت دیوار می شنوم."

توضیحی خشک و غیرجالب

"فکر کنم همسایه ی دیوار به دیوارمان هر روز زیر دوش جیغ می کشد."

مورد فوق خیلی سریع توجه خواننده را به خود جلب می کند. همسایه ای که هر روز زیر دوش جیغ می کشد چه شخصیتی می تواند داشته باشد؟! چرا هر روز جیغ می کشد؟! بهتر است مابقی داستان را ادامه بدهیم تا متوجه قضیه بشویم.

 

ادامه در ادامه مطلب ..... لبخند

 

 


"برای اولین بار که در حمام صدای جیغ زدنش را شنیدم، حدود 10 دقیقه گوشم را به دیوار مشترکمان چسباندم و گوش دادم. برای زنگ زدن به پلیس دو دل بودم. وضعیتی که زندگی در این آپارتمان داشت با سکونت در خانه ی دوبلکس آقا و خانم براون کاملا برایم متفاوت می نمود."

عبارات فوق به عنوان مابقی پاراگراف اول شخصیت اصلی داستان را به همراه بحران و ماجرای اصلی معرفی کرده و احساس دو دل بودن و شاید هم ترسیدن وی را به عنوان کنش و واکنش ارایه می دهد. در ضمن کنتراست (تقابل) وضعیت حال و گذشته ی وی را نیز به نحوی برای مخاطب بیان می کند.

به یاد داشتن این نکته بسیار مهم است؛ قبل از بررسی این مساله که چگونه عناصر داستان خود را کنار همدیگر بچسبانید، می بایست نکات اولیه و ضروری داستان نویسی و همچنین نحوه ی استفاده از آن ها را بدانید. برای مثال؛ داشتن مواد اولیه برای پخت کیک، یک مساله و داشتن مهارت و طرز پخت یک کیک مساله ی دیگری است. این که چه مقدار مواد اولیه و نحوه ی مخلوط کردن و هم زدن و ... را می دانید مطمئنا در صورت نداشتن مواد اولیه نمی توانید هیچ کیکی درست کنید.

3- شخصیت پردازی

شما به عنوان نویسنده ی داستان های کوتاه بدون توجه به طرز فکر، باورها و ایدئولوژی تان، می بایست شخصیت هایی کاملا پیچیده و جاندار خلق کرده و آن ها را وارد صحنه کنید. مجبورشان کنید در داستان شما قدم زده و تحریکشان کنید تا داستان خود را بسازند. به نحوی که فریادها و خشم های آنان (به گفته ی چخوف) نشان دهنده ی دنیای درونی و افکار آن ها باشد.

به منظور ساختن یک زندگی، کاراکترهای چند وجهی و جاندار، دانستن این نکته ضروری به نظر می رسد که شخصیت داستان خود را بیش از آن که چه درداستان از او استفاده می کنید باید بشناسید. در زیر برخی از ویژگی هایی که می توانید برای شروع کار و در جهت شناخت بهتر شخصیت های تان از آن ها استفاده کنید ذکر شده است.

*نام                            *شغل                             *سن                 

*محل اقامت                  *دین                              *علاقه مندی ها

*سرگرمی ها                  *مجرد یا متاهل                  *تعداد و نوع فرزندها            

*خلق و خو                   *رنگ مورد علاقه               *دوستان

*غذاهای مورد علاقه         *ترس ها                          *اطلاعات قومی

*عیب های شخصیتی و جسمی قابل توجه و بیماری ها       *رازها

*چیزهایی که از آن ها تنفر دارد                                 *خاطرات به یادماندنی                      

*مشکلات عصبی و روانی

دانستن و توجه کردن به تمام این جزییات می تواند به شما کمک کند تا شخصیت داستانتان را خیلی خوب بشناسید اما فراموش نکنید که لازم نیست تمام این جزییات را در داستان خود بیاورید. فقط جزییات ضروری و مهم.

*- ظاهر؛ به مخاطب خود دیدی عمومی و قابل فهم از ظاهر شخصیت بدهید.

*- با استفاده از کنش ها و واکنش ها، شخصیت خود را به مخاطب بشناسانید.

*- شخصیت های داستانتان را آدم فرض کرده و اجازه بدهید خودشان صحبت کنند. از آن ها فقط برای ارایه ی محض اطلاعات مهم استفاده نکنید.

*- می توانید مخاطب های داستانتان را وارد ذهن شخصیت ها کنید تا با خاطرات به یادماندنی و مهم وی یا ترس ها و آرزوهایش آشنا بشوند.

به عنوان مثال؛ بیایید با هم شخصیت یک دانشجو را که قرار است داستانی کوتاه درباره ی وی بنویسیم را به کمک هم پرداخت کنیم. چه چیزهایی درباره ی او می دانیم؟

اسمش "جنیفر ماری جانسون" است که دوستانش "جنی" صدایش می کنند. 21 سال سن دارد. پوستی نسبتا روشن و چشم هایی آبی، موهایی بلند و شرابی و حدود 170 سانتی متر هم قد دارد. بر خلاف خیلی از دخترهای موقرمز، او خجالتی نیست و خیلی هم پررو می باشد. دو گربه به نام های "بیلی" و "آل" دارد. رشته ی تحصیلی اش زیست شناسی است. می تواند پیانو بزند و به صورت آماتور عکاسی هم می کند. فعلا در خوابگاه دانشگاهش سکونت دارد. هر روز برای ناهار پیتزا می خورد و برای نوشیدن چای "رز قرمز" دوست دارد. مواقعی که عصبی است عادت دارد که انگشت هایش را به شدت می خاراند. مادرش به تازگی خودکشی کرده است.

4- زاویه دید

روایت می تواند ازنظرگاه و دید اول شخص، دوم شخص و یا سوم شخص بیان شود. به عنوان یک نویسنده می بایست مشخص کنید که چه کسی قرار است داستان شما را روایت کرده و چه میزان از اطلاعات در اختیار وی قرار دارد. راوی می تواند به طور مستقیم در جریان داستان حضور و دخالت داشته و یا این که تنها به عنوان گزارشکر عمل کند.

در زاویه دید اول شخص، داستان ازدیدگاه "من" مطرح می شود. اغلب اوقات راوی به عنوان شخصیت اصلی داستان نیز عمل کرده و بر اتفاقاتی که قرار است در جریان داستان روی بدهد تاثیر گذاشته و یا از آن ها تاثیر می پذیرد. گاهی اوقات نیز راوی به عنوان شخصیت فرعی عمل کرده و حول شخصیت اصلی داستان حضور داشته و روایت گری می کند.

زاویه دید اول شخص برای افرادی که تازه اقدام به نوشتن داستان کرده اند می تواند آسان ترین مورد برای انتخاب باشد. (اختلاف نظرهایی دراین زمینه وجود دارد. برخی ازصاحبنظران این زاویه دید را مشکل ترین زاویه دید برای روایت می دانند- مترجم)

"اشک هایش روی گونه جاری شد. پیش ازاین هرگز گریه ی پدرم را ندیده بودم. با دست که صورت خیسش را پاک می کرد رو برگرداندم."

در زاویه دید دوم شخص، داستان مستقیما خطاب به "تو – شما" بیان می شود. در این زاویه دید مخاطب به عنوان فردی فعال در جریان داستان قرار می گیرد. (استفاده از این زاویه دید زبان داستان را تا حد زیادی شاعرانه می کند - مترجم)

"تو به حرکات مضحک و بی تناسب دلقک، قاه قاه می خندیدی و با احساسی سرشار از لذت و سرور، دست می زدی"

در زاویه دید سوم شخص؛ بیان می شود که "او" چه کار می کند. این زاویه دید به دو نوع "محدود" و "دانای کل" تقسیم بندی می شود. در زاویه دید سوم شخص محدود راوی به یکی از شخصیت های داستان محدود می شود واز دیدگاه آن شخصیت به پرداخت و روایت داستان می پردازد. اما در زاویه دید سوم شخص دانای کل، راوی بر تمام شخصیت های داستان اشراف دارد. (چه از لحاظ کنش ها و واکنش ها، کانون روایت، افکار و دنیای ذهن آن ها)

راوی شما می تواند در ماجراهایی که در داستان رخ می دهد، درگیر باشد یا این که تا حد ممکن خودش را مخفی کند و یا به عنوان یک راوی غیرقابل اطمینان در پذیرش حوادث داستان مقاومت کرده و آن را پس بزند.

منبع : moaseran.blogfa.com

[ سه‌شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٥ ] [ ٧:٢٧ ‎ق.ظ ] [ حانیه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من حانیه متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]