قالب وبلاگ
نويسندگان

قلبقلبادامه داستان دخترگل فروش قلبقلب

زن شیرینی فروش عادت داشت یک سبد بنفشه ی وحشیروی

میزش بگذار قلبقلب

با آمدن دخترگل فروش انگار بهار به شهر پا گذاشته باشد قلبقلب

 همه جا زیبا و خوش بو می شد قلبقلب

فصل زمستان ازراه رسید چند روز گذشت و از دخترگل

فروش خبری نشدقلبقلب

همه ناراحت بودند زن خیاط گفت :دخترگل فروش خیلیبد قول

شده !!!!قلبقلب

چندروز است گل نسترن به لباسم نزده ام !!قلبقلبقلب

مرد نانوا گفت چقدر دلم برای داوودی های زرد تنگ شده !

زن شیرینیفروش گفت از وقتیکه روی میزم بنفشه وحشی

نمی گذارم قلب

مغازه ام خیلی زشت شده !قلبقلبقلب

حالا من بدوه بنفشه چه کارکنم ؟قلبقلبقلب

ادامه داستان درپست بعدی قلبقلب

بای بای

 

[ دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ پریسا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من پریسا متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]