قالب وبلاگ
نويسندگان

این عکس نرگس جون

********************************************************

ادامه داستان دختر گل فروش قلب

پیر مرد با این که مریض بود یک عصابر داشت و به راه افتاد نمی دانست از کدام طرف

برود و چند بار روی برف ها سر خورد و به زمین افتاد با خودش گفت باغ دختر گل فروش

کجاست سوالاز کدام طرف است سوالو چشم هایش را بست عطر یاس همه جا پیچید

پیر مرد چشم هایش راباز کرد و به دنبال بوی یاس به راه افتاد رفت و رفت تا به باغ

بزرگی رسید ولی انگار زمستان به آن جا نرسیده بود تعجبگل های رنگارنگ همه جارا

پوشانده بود و پرنده ها روی درخت ها آواز می خواندند بعضی از مردم شهر می گفتند

دختر گل فروش جادوگر است چون همیشه گل داشت حتی فصل زمستان تعجب

ادامه داستان را در پست بعد ببینید  خجالت

بای بایبای بایدوستان گلم دوستتون دارم خدانگه دار بای بایبای بای

 

 

 

[ شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ پریسا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من پریسا متولد 9/8/80 هستم .از 8 سالگی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم..... به خونه ی من خوش اومدید . تو این خونه خودم فرمانروا هستم ....خودم می نویسم و عکس میزارم ...تازه عکساشم خودم با فتوشاپ درست میکنم ( البته بعضی هاشو) این وبلاگ بیشتر درمورد موضوع های مربوط به شعر و داستان (ادبیات) هست ... امید وارم مطالب توی وبم مورد استفاده تون قرار بگیره ....
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب

قالب براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]


ایران رمان

پری شهر قصه ها

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود [Mail_Form]