معرفی کتاب ...

سلام دوستای گلم من یه کتاب دیگه خوندم یعنی همین چند دقیقه ی پیش تمومش کردم 

کتاب شناگر   نوشته ی عباس عبدی ..... 

کتاب شناگر مربوط به پسری است که در اصفهان با خانواده اش زندگی می کند روزی برای پدر خانواده که بیکار هم بوده در شیلات بندر عباس کار پیدا می شود و پدر هم تصمیم می گیرد که پسر 11 ساله خود را هم همراه خود ببرد خلاصه پسر همراه پدر به بندرعباس می رود و البته لازم به ذکر است که پدر مسئول شیلات بندر عباس می شود پسر در آنجا با آدم هایی به زبان های مختلف و فرهنگ های گوناگونی رودر رو می شود و همراه پدر به همه ی منطقه ها و جزیره های اطراف بندرعباس می رود و به خاطر کنجکاوی زیادی که داشته سعی می کرده هر چیز تازه ایی که مربوط به آن منطقه و ماهی و دریا بوده یاد بگیرد و تا حدودی نیز یاد می گرفت و تلاش می کرد از همه چیز سر در آورده و از نزدیک ببیند به همین خاطر تا چند متری زیر دریا هم می رفت و همه ی آنچه که دیده یادداشت می کرد تا روزی وقتی به خانه و مملکت خود بر گردد برای همه خاطرات خود را تعریف کند
روزی که همراه پدر و دو نفره دیگر که سوار بر قایق از ماموریت بر می گشتند قایقشان از کف می شکند و آنها در دریا گرفتار می شوند ولی پدر به همه توصیه می کندو امید می دهد که در این مواقع نباید از هم جدا شده و روحیه ی خود را ببازیم باید همه به همدیگر کمک کرده و شنا کنیم تا بتوانیم نجات پیدا کنیم حرف های پدر بر همه تاثیر گذاشته و گویی جان تازه می گیرند و چند روزی بر روی دریا شناکنان به سمتی که دریا می برد شنا می کنند ولی در آخر همگی خسته می شوند اما پسر که خیلی شجاع و جسور بوده و همه ی فنون شنا را در طول این چند سال که با پدرش به همه جا می رفته یاد گرفته و تجارب بیشتری را کسب کرده بود به دنبال یک مرغ دریایی تا آخرین نفس شنا می کند و سرانجام به خشکی رسیده و پدرش و دو نفر دیگر را نجات می دهد و این همه توانایی و شجاعت خود را نیز مدیون پدر و مادرش می داند که مجبور می کردند هر چیز تازه را یاد گرفته و هیچ وقت از پرسیدن خسته نشود...
 خلاصه ش رو از این جا برداشتم :::::: http://www.kanoonnews.ir
   

امابه نظر من اول داستان یکم خسته کنندس تازه توی فصل 15 یکم هیجانی میشه ... 
ولی کتاب جالبیه ... بخونین تازه با لحجه ی بندری هم آشنا می شین ! 
/ 20 نظر / 71 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه کمالی

آره من خونه ام ولی میتر سم تورو دوست داشته باشه وسط زندگیمون به مشکل بر بخوریم... بیاو موافقت کن این اذواج تو و اون سربگیره...بهم میایی که..[خنده][خنده][قهقهه][قهقهه]

فاطمه کمالی

آره من خونه ام ولی میتر سم تورو دوست داشته باشه وسط زندگیمون به مشکل بر بخوریم... بیاو موافقت کن این اذواج تو و اون سربگیره...بهم میایی که..[خنده][خنده][قهقهه][قهقهه]

sajedeh

پریسا جون وبت خیلی قشنگه به وب منم سر بزن [نیشخند]

sajedeh

پریسا جون وبت خیلی قشنگه به وب منم سر بزن [نیشخند]

فائزه

چرا نظرم ارسال نمیشه................

فائزه

گلم.ممنون از معرفی کتاب